خرید پستی سریال جومونگ

بیوگرافی بازیگران

بیوگرافی کیم سام سون - کیم سون آه بازیگر سریال عشق من سام سون
بیوگرافی سولان ، زن تسو
بیوگرافی سویا ، زن جومونگ ، چون سونگیم
بیوگرافی یوری - پسر جومونگ - آن یانگ جون
بیوگرافی وزیر اعظم با بازی لی جاء یانگ
بیوگرافی سایونگ با بازی باء سو بین
بیوگرافی مو پال مو با بازی لی کیه این
بیوگرافی ماری با بازی ان جونگ هون
بیوگرافی یانگ پو با بازی وون کی جون
بیوگرافی یومی یول با بازی جین هی کیونگ
بیوگرافی ملکه با بازی کیون میری
بیوگرافی گیوم وا با بازی جون جی وانگ ريول
بیوگرافی هموسو با بازی هو جون هو
بیوگرافی تسو با بازی کیم سونگ سو
بیوگرافی بانو یوها با بازی اه یون سو
بیوگرافی سوسانو با بازی هان هی جین
بیوگرافی جومونگ با بازی سانگ ایل گوگ

آخرین عکس ها


عکسهای قسمت اول سریال داستان بروس لی
عکس هایی از سریال خواهر دوست داشتنی من
عکس پشت صحنه افسانه جومونگ ، سوسانو ، تسو ، یونگ پو و یومی یول
عکس یوری در سریال افسانه جومونگ
عکس سویا
عکس های تسو - کیم سونگ سو
عکس نشست خبری سانگ ایل گوک ( جومونگ ) در ورود به ایران
عکس های پشت صحنه سریال افسانه جومونگ
سوسانو - هان هی جین - Han Hye-Jin بازیگر افسانه جومونگ
عکس بازیگران جومونگ
هان هی جین بازیگر سریال افسانه جومونگ
عکس هان هی جین بازیگر سریال جومونگ
پشت صحنه سریال افسانه جومونگ
عکس یه سو یا زن اول جومونگ
جومونگ - سونگ ایل گوک در امپراطوری باد ها

محصولات اتفاقی

تبلیغات
















سريال افسانه جومونگ

تبلیغات




خلاصه قسمت هشتاد و یکم سریال افسانه جومونگ ، قسمت آخر جومونگ


قسمت 81 / هشتاد و یک / پایانی افسانه جومونگ

ارتش گوگوریو برای جنگ آماده هستش . اونها ابتدا جاسوسهای هان رو که شناسایی  کرده بودند میکشند تا نتونن خبر ببرن

http://www.jumong.ir/photos/2254588-1.jpg


از اونطرف هان که فکر میکنه گوگوریو تا یکماه آینده حمله نمیکنه توی این فاصله تصمیم داره بره بویو رو بگیره . سربازهاشون رو در مرز برای حمله به بویو مستقر میکنن ولی از اونجاییکه جومونگقبلا پیش بینی کرده بود که ممکنه هان به بویو حمله کنه و بابت این موضوع با تسو نقشه کشیده بودن ، طبق نقشه شون در محلی که با هم قرار گذاشته بودند مستقر شدند

http://www.jumong.ir/photos/9075343-2.jpg

هان که میفهمه بویو و گوگوریو با هم متحد شدند نیرهاش رو در یودونگ مستقر میکنه و اونها هم آماده برای جنگ میشن.استراتژی گوگوریو هم اینه که از سه جهت به هان حمله کنن و دشمن رو گیج کنن. ماگال که میخواست سر هوانگ رو برای جومونگ بیاره ، خودش گرفتار میشه و زخمی میشه و می میره

http://www.jumong.ir/photos/687989-3.jpg

جومونگ که حالا ژنرال ماگال رو از دست داده ، نفرت زیادی از هوانگ پیدا میکنه و سعی در انتقام داره. ارتش هان و گوگوریورو در روی همدیگه قرار میگیرند. جنگ سختی در میگیره.جومونگ میخواد خودش هوانگ رو ببکشه و موفق میشه این کار رو انجام بده. نیروی دشمن هم وقتی فرماندشون میمیره ، عقب نشینی میکنند و ارتش گوگوریو پیروز میدان میشه

http://www.jumong.ir/photos/2866766-4.jpg

با اینکه جنگ رو پیروز شدند ، اما تسو نمیتونه کینه اش نسبت به جومونگ رو از دلش پاک کنه و با وجود پیروزی از اینکه بدون جومونگ نمی تونسته پیروز بشه ناراحته و میگه تازه اول سلطنت من و اول جنگ من با جومونگه

http://www.jumong.ir/photos/7164161-5.jpg

سوسانو پیش جومونگ میره و  بهش میگه که اون اولین مردی بود که عاشقش شده و همیشه اونو بخاطر عزم راسخش برای رسیدن به اهدافش تحسین میکرده و می کنه

http://www.jumong.ir/photos/7444742-6.jpg

سوسانو تصمیم میگیره که گوگوریو رو ترک کنه . با پدرش صحبت میکنه و میگه به خاطر آینده بچه هاش میخواد این کار رو انجام بده و یمخواد به جنوب بره تا دو تا پسراش اونجا یه طایفه جدید رو طبق خواسته هاشون تشکیل بده

http://www.jumong.ir/photos/9094901-7.jpg

سوسانو این موضوع رو با بچه هاش هم در میان میذاره و اونها هم میگن هر چی شما بفرمایید ما اطاعت میکنیم

http://www.jumong.ir/photos/3176076-8.jpg

سوسانو با جومونگ هم صحبت میکنه و بهش میگه که جومونگ رو در قلبش بذاره و با خودش ببره و گوگوریو رو ترک کنه . اون میگه که تا حالا به گوگوریو و جومونگ خدمت کرده و حالا میخواد به بچه هاش کمک کنه.از خاطرات خوشش با جومونگ میگه و از اینکه هنوز در قلب جومونگ جایی داره خیلی خوشحاله. اما به خاطر اون و بچه هاش  باید این کار رو بکنه. جومونگ مخالفت میکنه


http://www.jumong.ir/photos/3666378-9.jpg

سویا هم وقتی میشنوه که سوسانو میخواد بره میاد و ازش میخواد که نره.اما سوسانو بهش میگه که تو سالها پیش وقتی برگشتی و عروسی مارو دیدی به خاطر اتحاد گوگوریو حرفی نزدی و رفتی و من هر وقت به یاد میارم که تو چه رنجی کشیدی خیلی ناراحت میشم و دوست دارم از این به بعد در خوشی زندگی کنی

http://www.jumong.ir/photos/8663982-10.jpg

سوسانو تحت هیچ سرایطی نظرش عوض نمیشه و جومونگ این موضوع رو میبینه واز موپال مو میخواد تا باهاش بره و بهش کمک کنه که ابزار های کشاورزی بسازه

http://www.jumong.ir/photos/4178871-11.jpg

سوسانو میره و جومونگ خیلی دلش میگیره. اما به خاطر اینکه سوسانو هم به هدفش و آرزوهاش برسه میذاره میره ( این زن ها همشون اینطوری زد حال هستند)

http://www.jumong.ir/photos/3892137-12.jpg

دو تا پسر سوسانو موفق میشن که ملت جدید رو تشکیل بدن . دشمنی تسو با جومونگ هم تمام شدنی نیست و در نهایت بوسیله نو ه جومونگ کشته میشه.جومونگ هم خودش بعد از اینکه تاج رو به پسرش یوری میده ، میمیره

http://www.jumong.ir/photos/4708449-13.jpg

انگار همین دیروز بود که سریال شروع شده بود . براتون آرزوی سلامتی و خوشی دارم. اگه خدا عمری رو باقی گذاشت و شبکه های ایران افسانه باد ها (جومونگ 2 -ادامه سریال جومونگ) رو گذاشت ما هم در خدمتتون هستیم.
 یا علی
 


+  |  نظرات (125)


خلاصه قسمت هفتاد و نهم سریال افسانه جومونگ


قسمت 79 / هفتاد و نه

کارگاه آهنگری آتش میگیره و یوری هم داخل کارگاه بود .آتش خیلی زیاد بود و کاری هم از دست جومونگ برنمی اومد همه فکر میکنن که یوری هم به همراه کسانی که در داخل کارگاه بودن سوخته و مرده .همه جا با خاک یکسان میشه

http://www.jumong.ir/photos/5521655-1.jpg

همه داشتن دنبال جنازه یوری میگشتن که ناگهان یوری پیداش میشه و میگه موقعی که کارگاه آتش گرفته بود او،کسی رو که آتش رو به راه انداخته بود دیده به همین جهت اونو تعقیب کرده ودستگیر کرده و فهمیده که از طرف هانه

http://www.jumong.ir/photos/2155873-2.jpg

کارگاه آهنگری کاملا سوخته بود پسر عمه سوسانو هم چون رئیس سربازان پادگان سلطنتی بود و نتونسته بود وظیفه اش رو به خوبی انجام بده مقامش ازش گرفته میشه و زندانی میشه

http://www.jumong.ir/photos/7952847-3.jpg

ساختن دوباره کارگاه وجمع کردن آهنگرهای کارآزموده وقت زیادی میگیره بنابر این جومونگ  تصمیم میگیره تا از بویو آهنگربیاره .وطبق پیمانشون به بویو موادغذایی بده

http://www.jumong.ir/photos/3184192-4.jpg

 بویو هنوز از سوختن کارگاه آهنگری گوگوریو اطلاعی نداره وفقط به فکر قدرتمند شدنه .موقعی که مقامات گوگوریو به بویو میان تسو از اونها میخواد تا به عهدشون عمل کنن و طبق پیمانشون به آهنگرهای بویو راز ساخت شمشیر فولادی رو یاد بدن که مقامات گوگوریو هم از خدا خواسته قبول میکنن

http://www.jumong.ir/photos/9110215-5.jpg

نارو به همراه آهنگرها به قصر گوگوریو میاد که یوری رو اونجا میبینه و میفهمه که اون پسر جومونگه

http://www.jumong.ir/photos/6647469-6.jpg

هوانگ به نزد تسو میاد وبهش میگه که کارگاه آهنگری گوگوریو روآتش زده و تسو خیلی عصبانی میشه از اینکه با دادن آهنگر به گوگوریو بهش کمک کرده اما وزیر اعظم میگه که اینجوری بهتره چون اگه هان قدرتمند بشه دیگه به بویو نیازی نداره و بویو چون به هان نیازمنده نباید بگذاره تا هان قدرتمند بشه

http://www.jumong.ir/photos/8007703-7.jpg

مائورینگ که به همراه سولان ویانگ پو در حال نفرین کردن جومونگ بودن ناگهان رعد بهش میزنه و میمیره

http://www.jumong.ir/photos/4544638-8.jpg

در جلسه ای که بین مقامات گوگوریو برپا شده بود یوری پیشنهاد میده که به  هوانگ که در حال اومدن به لیادونگ و کمک به هوانگه حمله کنن که جومونگ میپذیره و از یوری میخواد که همراهیشون کنه

http://www.jumong.ir/photos/9363032-9.jpg

عمه سوسانو بیریو رو تحریک میکنه و بهش میگه که امپراطور به یوری خیلی اعتماد داره وشایعه هست که  سویابعد از اینکه حالش خوب شد ملکه میشه درنتیجه یوری هم ولیعهدمیشه .بیریو هم میگه که هیچوقت کوتاه نمیاد

http://www.jumong.ir/photos/3298609-10.jpg

سویا حالش بهتر میشه . سوسانو به ملاقاتش میره .سویا به سوسانو میگه به محض اینکه بهتر شد اونجارو ترک میکنه اما سوسانو میگه که تو همسر اول امپراطوری و باید ملکه بشی سویاهم میگه من اگه میخواستم با امپراطور باشم زودتر از این میومدم من  فقط چون می ترسیدم بمیرم و یوری ندونه که پدرش کیه موضوع رو بهش گفتم

http://www.jumong.ir/photos/4244346-11.jpg

ارتش گوکوریو به رهبری جومونگ به برادر هوانگ حمله میکنن و اونو میکشن و پیروز به گوگوریو برمی گردن سویا و سوسانو بهشون خوشامد میگن

http://www.jumong.ir/photos/7808778-12.jpg

عمه سوسانو به بیریو میگه که آماده است تا یوری وجومونگ رواز بین ببرن اونها گروهی  آدمکش رو اجیر میکنن و قصددارن موقعی که جومونگ به همراه یوری میرن تا به مرزها سرکشی کنن بهشون  حمله کنن

http://www.jumong.ir/photos/5108350-13.jpg

سوسانو متوجه میشه که عمه اش داره توطئه میکنه ارتش رو آماده میکنه و به راه می افته

http://www.jumong.ir/photos/8296848-14.jpg

 


+  |  نظرات (35)


خلاصه قسمت هفتاد و هشتم سریال افسانه جومونگ


افسانه جومونگ ، قسمت 78

جومونگ بالاخره بعد از پانزده سال پسرش رو میبینه اما یوری از دست پدرش عصبانی و ناراحته و میخواد بدونه که چرا ترکشون کرده ؟جومونگ هم میگه من گناه نا بخشودنی ای مرتکب شدم اما ترکتون نکردم .ما بعد از اینکه همه جارو گشتیم و شمارو پیدا نکردیم فکر کردیم شما مردین

http://www.jumong.ir/photos/6413815-1.jpg

جومونگ تصمیم میگیره برای آوردن یه سویا خودش شخصا به بویو بره اطرافیانش مخالفت میکنن اما میگه بخاطر گناهی که در حق سویا مرتکب شدم و برای اینکه منو ببخشه باید خودم برم وبیارمش وبه سمت بویو حرکت میکنن

http://www.jumong.ir/photos/2191831-2.jpg

سوسانو از نبود جومونگ در قصرباخبر میشه از هیوب پو علت رو میپرسه و اون هم میگه که سویا ویوری زنده هستن و جومونگ برای آوردن اونها به بویو رفته سوسانو شوکه میشه

http://www.jumong.ir/photos/2748711-3.jpg

ازاونور سویا که می بینه گارد سلطنتی دنبال یوری میگرده یه نامه ای برای پسرش میگذاره و خودش نقل مکان میکنه اما وسط راه حالش بد میشه و از هوش میره

http://www.jumong.ir/photos/8209754-4.jpg

یوری که میدونست مادرش حتما براش نامه ای گذاشته  خودش میره به خونه شون و نامه رو پیدا میکنه اما موقع برگشتن گارد سلطنتی اونها رو دستگیر میکنه و میخوان به زور اونها رو با خودشون به قصر ببرن که محافظان جومونگ اونها رو نجات میدن

http://www.jumong.ir/photos/5734583-5.jpg

بعد از اینکه یوری از دست گارد سلطنتی فرار میکنه به همراه جومونگ به مکانی که در نامه نوشته شده بود میرن. جومونگ و یه سویا همدیگر رو میبینن وفقط گریه میکنن  و سویا از شدت بیماری از هوش میره

http://www.jumong.ir/photos/505860-6.jpg

یانگ پو، توسط هوانگ دستگیر و زندانی شده بود . وزیر اعظم پیش هوانگ میره ومیگه که شما خودتون باعث شدید که ما با گوگوریو پیمان ببندیم ولی پیمان ما در حد یه اسمه و ما به شما در حمله به گوگوریو کمک میکنیم .شما هم پانگ پو رو آزاد کنید.

http://www.jumong.ir/photos/8091382-7.jpg

وزیر اعظم به یانگ پو هم میگه اگه میخوای که تو رونجات بدیم باید ثروتت رو به خزانه بویو تحویل بدی و یانگ پو هم بناچار قبول میکنه و اینجوری بایه تیر دو نشون میزنن هم ثروت یانگ پورو بدست میارن و هم هان رو آروم میکنن

http://www.jumong.ir/photos/4184101-8.jpg

سوسانو به بچه هاش میگه که جومونگ یه پسر دیگه هم داره که الان به همراه مادرش در قصره وازشون میخواد تا برادرشون رو بپذیرن ومیگه که اونها سالهای زیادی رو در سختی و رنج زندگی کردن شما باید اونهارو درک کنید

http://www.jumong.ir/photos/6350627-9.jpg

جومونگ سعی میکنه شرایط رو برای سوسانو توضیح بده سوسانو هم میگه شما نگران نباشید من نمیگذارم این موضوع باعث تفرقه بشه و به فکر حمله به هان باشید من به این موضوع بعنوان سرنوشتم نگاه میکنم وهر چه سرنوشتم باشه میپذیرم

http://www.jumong.ir/photos/4916448-10.jpg

سویا یه کم بهتر شده و جومونگ ازش میخواد تا کاملا خوب بشه و بهش فرصت جبران کردن بده

http://www.jumong.ir/photos/538448-11.jpg

 یوری از موپال مو میخواد که بهش اجازه بده در کارگاه آهنگری کار کنه جومونگ هم میگه بگذارید کاری رو که دوست داره انجام بده

http://www.jumong.ir/photos/2276319-12.jpg

یه گروه ماهر از طرف هوانگ مامورمیشن تا شبانه به کارگاه آهنگری گوگوریو حمله کنن . اونها همه محافظان رو میکشن و کارگاه رو هم به آتش میکشن آتش خیلی زیاد بود و یوری هم بین اون جمعیتی که در کارگاه بودن بود و نمیتونستن بیرون بیان این خبر به جومونگ میرسه اما نمیدونیم چی میشه؟تا قسمت بعدی..

http://www.jumong.ir/photos/9834010-13.jpg
 


+  |  نظرات (34)


خلاصه قسمت هفتاد و هفتم سریال افسانه جومونگ


قسمت 77 / هفتاد و هفت جومونگ

وقتی جومونگ برای ادای احترام به هموسو به کوهستان چان مورفته بود گروهی از طرف یانگ پو بهشون حمله میکنن که یوری اونهارومیبینه و به کمکشون میره .بیریو زخمی میشه وجومونگ وهمراهانش چندتا از مهاجمین رو دستگیر میکنن .مهاجمین حرفی نمیزنن درنتیجه جومونگ تصمیم می گیره که خودش به همراه مهاجمین به قصر بویو بره وبیریو هم به گوگوریو برمیگرده

http://www.jumong.ir/photos/6069780-1.jpg

 امپراطور گیوم وا قصد داره تا قصر رو ترک کنه به نزد ملکه میره و به خاطر بدیهایی که در حقش کرده ازش طلب بخشش میکنه

http://www.jumong.ir/photos/6070707-2.jpg

جومونگ بهمراه مهاجمین به  قصر بویومیره و به تسو میگه که گروهی قصد کشتن اونو داشتن واز تسو میخواد تا بفهمه که اونها از طرف چه کسی اجیر شده اند آنهم با لباس سربازان بویووقصد کشتن اورا داشتن.درقصر هرج ومرج میشه

http://www.jumong.ir/photos/1927115-3.jpg

مهاجمین حتی با وجود شکنجه های سخت حرفی نمیزنن وزیر اعظم میگه که فقط هان میتونه پشت این ماجرباشه درنتیجه شما باید با گوگوریو به ظاهر متحد بشید شما تازه برتخت نشستید وباید قدرتمند بشید تا بتونید با هان و گوگوریو مقابله کنید

http://www.jumong.ir/photos/6001819-4.jpg

تسو بناچار با جومونگ پیمان میبنده .جومونگ هم قول میده تا به بویو کمک کنه که قوی بشه .جومونگ میدونه که تسو در پیمانش صادق نیست اما میگه همین که بویو با هان متحدنشد فعلا کافیه وتسو بالاخره یه روزی هدف منو میفهمه

http://www.jumong.ir/photos/1435235-5.jpg

یوری زیر ستونهای قصر رو میگرده وبالاخره شمشیر شکسته رو پیدا میکنه واز یه سویادرمورد اون شمشیر و پدرش میپرسه

http://www.jumong.ir/photos/939672-6.jpg

سویا به یوری میگه که پدرش پادشاه گوگوریویه وازش میخوادتا شمشیر رو برداره وبه نزد جومونگ بره .یوری باورش نمیشه وخیلی ناراحته از اینکه چرا پدرش پادشاه گوگوریوست واونهادر فقرزندگی کردن .چرا پدرش اونهارو ترک کرده

http://www.jumong.ir/photos/3474510-7.jpg

امپراطور سابق بویو قصر رو ترک میکنه به کوهستان چان مو میره و از هموسو میخواد که اونوببخشه به یاد خاطراتش با مادر جومونگ میفته وبه خاطر بدیهایی که کرده نادم و پشیمونه

http://www.jumong.ir/photos/1640226-8.jpg

یوری سرانجام تصمیمشو میگیره .بویو رو ترک میکنه و به گوگوریو میره . به سویا میگه من به گوگوریو میرم فقط برای اینکه میخوام بدونم پدرم چرا دنبال ما نگشت ومارو ترک کرد

http://www.jumong.ir/photos/9740732-9.jpg

یوری به گوگوریو میرسه میگه که میخواد پادشاه رو ببینه اما داخل قصر راهش نمیدهند در نتیجه شمشیر شکسته رو به موپال مو میده وازش میخواد تا اونو به پادشاه جومونگ بده

http://www.jumong.ir/photos/8499083-10.jpg

جومونگ شمشیر شکسته رو میبینه میفرسته تا یوری رو بیارن داخل .از یوری اسم خودش و مادرش رو میپرسه.باورش نمیشه اونها رو پیداکرده باشه و از یوری میپرسه تو واقعا یوری هستی؟اما یوری فقط یه سوال از پدرش داره و آن این که چرا ترکشون کرده که همینجا این قسمت تموم میشه.

http://www.jumong.ir/photos/6961477-11.jpg
 


+  |  نظرات (11)


خلاصه قسمت هفتاد و ششم سریال افسانه جومونگ


قسمت 76 / هفتاد و شش جومونگ

جومونگ وارد قصر بویو میشه نارو بهشون میگه که اگه میخوان وارد قصر بشن باید خلع سلاح بشن جومونگ هم میپذیره .تسو و جومونگ همدیگر رو میبینند و به هم خوشامد گویی و تبریک میگن .جومونگ میگه که شنیده امپراطور بیماره و میخواد که بره وامپراطور رو ببینه

http://www.jumong.ir/photos/822451-1.jpg

ملکه وقتی میشنوه جومونگ وارد قصر بویو شده خیلی عصبی میشه و میخواد که بره و تسو رو ببینه که قلبش درد میگیره وحالش بد میشه

http://www.jumong.ir/photos/1338821-2.jpg

 جومونگ امپراطور رو ملاقات میکنه و میگه که اومده تا بابویو متحد بشه ودشمنی بین بویو و گوگوریو فقط  به نفع هانه و از امپراطور میخواد تا تسو رو به این کار تشویق کنه که امپراطور هم میگه الان تسو پادشاه است و هر تصمیمی روکه تسو بگیره، قبول میکنه

http://www.jumong.ir/photos/5875893-3.jpg

بیریو(پسرسوسانو) از جومونگ میخواد تا بهش اجازه بده که در مسابقه هنرهای رزمی که قراره درقصر برپابشه شرکت کنه و جومونگ هم بهش اجازه میده . یوری هم با یه اسم دیگه برای شرکت در مسابقه ثبت نام میکنه

http://www.jumong.ir/photos/1661288-4.jpg

ارتش هان هم وارد بویو میشه اونها هم میگن که برای مذاکره با بویو اومدن وهوانگ نامه ای رو از طرف امپراطور هان به تسو میده و به او میگه که اگه بویو با گوگوریو متحد بشه هان دشمن بویو خواهد بود 

http://www.jumong.ir/photos/1153706-5.jpg

همه شرکت کنندگان برای مسابقه خودشونو دارن آماده میکنن بیریو ،یوری روشناسایی میکنه و میگه که او بوده که به گروه تجاریشون در اوکجه حمله کرده اما چون در بویو مهمان هستن اقدامی نمیکنن ولی به یوری میگه که توی تمام مبارزه هاش برنده بشه تادر نهایت با هم بتونن مبارزه کنن

http://www.jumong.ir/photos/4265670-6.jpg

یوری و بیریوبه مرحله نهایی میرسن و قرار میشه تادر حضور همه اعضای خانواده سلطنتی با هم مبارزه کنن. یوری به مادرش قول برنده شدن رو میده

http://www.jumong.ir/photos/4951765-7.jpg

روز جشن تاجگذاری فرا میرسه تسو و سولان مراسم رو انجام میدن وبالاخره تسو پادشاه میشه وسولان هم ملکه

http://www.jumong.ir/photos/5859445-8.jpg

روز مسابقه فرا میرسه سویا هم برای تشویق پسرش  میره اما بیشتر دلش میخواست تا جومونگ رو ببینه چشماش دنبال جومونگ میگشت و جومونگ رو میبینه و فقط گریه میکنه
http://www.jumong.ir/photos/3207042-9.jpg

از اون طرف جومونگ هم که داشت به جمعیت نگاه میکردمتوجه حضور یه سویا میشه و به مشاورهاش میگه  که یه سویا رو دیده و برن بین جمعیت واونو پیدا کنن اما یه سویا خودش رو مخفی میکنه ومیره و اونها هم نمیتونن یه سویا پیداکنن

http://www.jumong.ir/photos/7374679-10.jpg

مسابقه تموم میشه و یوری هم برنده میدان میشه.تسواز یوری تشکر میکنه و بهش میگه که باعث افتخار بویو شده وبهش میگه که بعنوان یکی  از اعضای گارد سلطنتی  میتونه آموزش ببینه

http://www.jumong.ir/photos/1035681-11.jpg

 تسو با جومونگ مذاکره میکنه جومونگ بهش میگه با اینکه بویو پدر و مادر منو کشت اما من کینه هامو دور ریختم و میخوام باهاش متحد بشم چون دشمن اصلی من هانه و من ماموریت دارم تا هان رو نابود کنم و تو هم بهتره به فکر مردمت باشی اگر با هان متحد بشی ما به بویو حمله میکنیم و اینطوری مردمت رو به طرف مرگ میکشونی

http://www.jumong.ir/photos/3727566-12.jpg

یانگ پو که میترسه بویو با گوگوریو متحد بشه و اینجوری منافع خودش هم در خطر بیفته میگه حالا که جومونگ واطرافیانش بدون سلاح هستن موقعیت مناسبیه تا جومونگ رو از سر راه برداریم

http://www.jumong.ir/photos/8789166-13.jpg

به جومونگ خبر میرسه که بویو داره با هان مذاکره میکنه و مشاوران جومونگ میگن که اگه ان دو با هم متحد بشن احتمال خطر برای اونها زیاد میشه بخصوص اینکه حق به همراه نداشتن هیچ سلاحی رو هم ندارن اما جومونگ تو فکر اینه که به کوهستان چان مو جایی که پدرش هموسو در اونجا کشته شده بره

http://www.jumong.ir/photos/1535215-14.jpg

نارو ، به یوری ماموریت میده تا بطور مخفیانه جومونگ و همراهانش رو وقتی به چان مو میرن تعقیب کنه و اونها رو زیر نظر داشته باشه

http://www.jumong.ir/photos/7127722-15.jpg

جومونگ به کوهستان چان مو میره به پدرش  ادای احترام میکنه یوری هم از دور مراقبشونه که اویی متوجه میشه واونو دستگیر میکنه اما جومونگ بهش اجازه میده که بره

http://www.jumong.ir/photos/2344692-16.jpg

یوری که داشته میرفته میبینه یه گروه قصد حمله کردن به جومونگ رو داره میاد تا بهشون بگه که میبینه اونها دارن با هم میجنگن یوری هم میاد به کمک جومونگ .

http://www.jumong.ir/photos/3335795-17.jpg
 


+  |  نظرات (12)


خلاصه قسمت هفتاد وپنجم سریال افسانه جومونگ


قسمت 75 / هفتاد و پنج جومونگ

به اینجا رسیده بودیم که اویی به جومونگ گفته بود که سویارو دیده .جومونگ متحیر مونده بود و باورش نمیشد .دائما تو فکر بود به طوریکه سوسانو هم فهمید باید مشکلی بوجود اومده باشه اما مشاور جومونگ (هیوب پو) همه چیزو انکارکرد و گفت مشکلی وجود نداره

http://www.jumong.ir/photos/368401-1.jpg

 تاجری که از طرف یانگ پو به سربازهاش لباس بویو رو پوشونده بود تا به گروه تجاری گوگوریو حمله کنه دستگیر میشه و یوری هم که میدونست ممکنه خودش هم گیر بیفته به همراه مادرش فرار میکنن و شبانه از اونجا میرن

http://www.jumong.ir/photos/3810166-2.jpg

یانگ پو که میبینه نقشه اش با شکست مواجه شده وگوگوریو نه تنها به بویو حمله نکرده بلکه موقعیت خودش هم بیشتر از قبل در خطرافتاده این دفعه به همراه هوانگ دوباره به نزد تسو میاد هوانگ از تسو میخواد تا دوباره هان و بویو باهم متحد بشن و جلوی حمله گوگوریو رو بگیرن که تسو هم نمی پذیره و میگه درسته ما مشکلات زیادی داریم اما خودمون از پس مشکلاتمون برمیایم

http://www.jumong.ir/photos/9464279-3.jpg

امپراطور وقتی میشنوه که تسو چنین تصمیمی گرفته و غروربویو رو حفظ کرده رسما اعلام میکنه که تسو الان همه چیزهای لازم برای شاه شدن رو داره ومیخواد اونو شاه کنه .همه خوشحال میشن بخصوص ملکه که به آرزوی دیرینه اش میرسه

http://www.jumong.ir/photos/6936839-4.jpg

توی بویو مقامات به فکر برگزاری مراسم تاجگذاری هستن اونها برای همه کشورها دعوت نامه میفرستن ولی فکر میکنن که اگه برای گوگوریو بفرستن مطمئنا جومونگ نمیاد اما جومونگ قصد داره که برای جشن تاج گذاری تسوبره

http://www.jumong.ir/photos/2606839-5.jpg

سویا و یوری از اوکجه فرار کرده بودن اما نمیدونستن که کجا برن . سویااز یوری میخواد تا به بویو برن و میگه که نیاز دارم تا چیز مهمی رو در بویو پیداکنم

http://www.jumong.ir/photos/4234676-6.jpg

بخاطر جشن تاج گذاری در بویو قراره که یه مسابقه برگزار بشه و شخص برنده خودش شخصا از دست پادشاه جایزه میگیره .یوری دلش میخواد تا در این مسابقه شرکت کنه .سویا مریضه ویوری دلش میخواد دیگه مادرش رو ناراحت نکنه و براش زندگی راحتی رو فراهم کنه

http://www.jumong.ir/photos/2874607-7.jpg

وزیران ومقامات دربار گوگوریو وقتی میشنون که جومونگ میخواد برای جشن تاجگذاری تسوبه بویو  بره همه مخالفت میکنن و ازش میخوان که این کارو نکنه چون جونش درخطره اما جومونگ میگه که من برای مردن به بویو نمیرم من به بویو میرم تا ازاونها بخوام که با هان متحد نشن بلکه با گوگوریو متحد بشن و با هم علیه هان بجنگیم

http://www.jumong.ir/photos/3194912-8.jpg

سویا در بستر بیماریه به یوری میگه که اگه دلت برای پدرت تنگ شده و دلت میخواد که ببینیش به یه نشون نیاز داری که در قصر بویو پنهان شده که باید اونوبدست بیاری و این موضوع عزم یوری رو برای شرکت در مسابقه قویتر میکنه

 http://www.jumong.ir/photos/6281988-9.jpg

تمامی کسانی که از طرف بویو برای جشن تاجگذاری تسو دعوت شده بوده به قصر میان به تسو خبر میرسه که جومونگ هم درراهه .تسو هم میگه باهاشون با احترام برخورد کنین واونها رو بپذیرین. جومونگ به همراه پسر سوسانو (بیریو)وارد بویو میشه حتی یوری رو هم میبینه خیلی هم بهش نگاه میکنه اما....

http://www.jumong.ir/photos/6056653-10.jpg
 


+  |  نظرات (44)


خلاصه قسمت هفتاد و چهارم سریال افسانه جومونگ


قسمت 74 / هفتاد و چهار جومونگ

15 سال بعد

پانزده سال از ازدواج جومونگ وسوسانو گذشته .یوری هم بزرگ شده .اون با یه گروه تجاری همکاری میکنه البته کار قاچاق .خیلی شجاع و نترس و باهوشه و به همراه سویا در اوکجه شمالی زندگی میکنن

http://www.jumong.ir/photos/416978-1.jpg

سویا سخت کار میکنه تا پسرش بتونه خوب درس بخونه ولی به شدت مریضه یوری دوست نداره مادرش کارکنه واز مریضی مادرش هم اطلاعی نداره .

http://www.jumong.ir/photos/5504186-2.jpg

جومونگ همچنان در حال گسترش قلمروشه .افسرانش ،هنگ این رو بدون اینکه ارتششون متحمل زیان زیادی بشه تصرف کردن و به همین مناسبت یه جشنی برای پیروزیشون در قصر ترتیب داده میشه که در این جشن جومونگ میگه که میخواد اوکجه رو بدون جنگ تحت تسلط خودش بگیره و پسر بزرگ سوسانو ازش میخواد تا به اون اجازه بده که بره و این کار رو انجام بده و جومونگ هم میپذیره

 http://www.jumong.ir/photos/7674042-3.jpg

 جومونگ مشاورهاشو جمع میکنه و بهشون میگه که الان به قدر کافی قوی شدیم و باید خودمون رو برای حمله به هان آماده کنیم و به اویی هم میگه که خیلی ناراحته از اینکه اون هنوز مجرده و خانواده ای نداره و اویی هم میگه از زندگیش و از اینکه به جومونگ خدمت میکنه راضیه

http://www.jumong.ir/photos/394316-4.jpg

یانگ پو که به هان رفته بود الان مرد اول هان در تجارته و پول ومال زیادی بدست آورده هوانگ هم حکمران لیادونگه و اونها خبر اینکه جومونگ هنگ این رو گرفته شنیدن و نگران خودشونن . یانگ پو به هوانگ میگه تا الان تو به من کمک کردی والان نوبت منه که به تو کمک کنم و یه نقشه هایی داره و قصد داره به بویو برگرده

http://www.jumong.ir/photos/808398-5.jpg

پادشاه گیوم وا همچنان بیماره و دیگه هیچ امیدی به بهبودش نیست .بویو اوضاعش بدتر از قبل شده و مردم گرفتار فقرند  چون تمام گروههای تجاری تحت تسلط گوگوریو هستن

http://www.jumong.ir/photos/5898233-6.jpg

یانگ پو به بویو برمیگرده مادرش و برادرش رو ملاقات میکنه به نزد امپراطور هم میره و میگه که پول زیادی با خودش آورده تا مشکلات بویو رو حل کنه و برای امپراطور هم از هان دارو آورده

http://www.jumong.ir/photos/8713301-7.jpg

یانگ پو به تسو پیشنهاد میکنه که مشکلات مالی بویو رو حل میکنه ولی بویو هم بهتره که با هان متحد بشه و میگه من امپراطور هان رو راضی میکنم که تسو هم قبول نمیکنه و میگه تو داری با ثروتت در امور بویو دخالت میکنی

http://www.jumong.ir/photos/7453687-8.jpg

یانگ پو که از دست تسو خیلی عصبانیه نقشه میکشه تا به کمک تاجرهایی که خلاف میکنن شبانه به گروه تجاری گوگوریو که بیریو(پسر سوسانو) هم با هاشون بود حمله کنن و به اونها میگن که باید لباس ارتش بویو رو بپوشن تا گروه تجاری گوگوریو فکر کنه که ارتش بویو بهشون حمله کرده

 http://www.jumong.ir/photos/3219357-9.jpg

توی این گروهی که قرار بود شبانه حمله کنن و لباس بویو رو هم بپوشن یوری هم بود یوری و بیریوبا هم رودر رو میشن یوری به بیریو  ضربه میزنه و دست بیریو زخمی میشه و گروه تجاری گوگوریو شکست خورده برمیگرده

http://www.jumong.ir/photos/4781414-10.jpg

جلسه ای برگزار میشه ودر اون جلسه همه میگن که باید بخاطر این کار بویو بهش حمله کنن اما جومونگ نظرش خلاف اینه و میگه که بویو قدرت کافی نداره . اگه بخواد چنین کاری بکنه لزومی نداره تا سربازهاش لباس ارتش بویو رو بپوشن واز اویی میخواد که بره و بیشتر تحقیق کنه 

http://www.jumong.ir/photos/155118-11.jpg

اویی به اوکجه میره تا بیشتر دراین مورد تحقیق کنه اونها سلاحهایی از ارتش هان رو اونجا پیدا میکنن و میفهمن که هان پشت این ماجراست

http://www.jumong.ir/photos/7612251-12.jpg

یه اتفاق دیگه هم میفته اویی سویا رو میبینه ولی سویا بین مردم گم میشه واویی موفق نمیشه با اون صحبت کنه .اویی این موضوع رو هم به جومونگ میگه .

 http://www.jumong.ir/photos/788487-13.jpg
 


+  |  نظرات (22)


خلاصه قسمت هفتاد و سوم سریال افسانه جومونگ


قسمت 73 / هفتاد و سه جومونگ

ازدواج سوسانو با جومونگ و  اشکهای تلخ سویا

بعد از اینکه جومونگ زوانتو رو میگیره و گنجهای مقدس رو هم پیدا میکنه میگه حالا وقت اینه که برای گوگوریو قوانین جدیدی رو بنویسیم و از مشاوران چپ و راستش و همچنین سایونگ میخواد تا قوانین رو بنویسندو اونها هم مشغول نوشتن میشن

http://www.jumong.ir/photos/3959422-1.jpg

به مشاوران جومونگ خبر میرسه که روسای قبیله های جولبون جلسات مخفی برگزارمی کنند که از این جلسات جومونگ اطلاعی نداره . یاران جومونگ  هم تصمیم میگیرن تا جولبون رو بیشتر تحت نظر بگیرن و بفهمن موضوع چیه ؟

http://www.jumong.ir/photos/8001283-2.jpg

و امادر بویوچه خبره ؟پزشکی که قرار بود در داروی امپراطور سم بریزه موفق به انجام کارش میشه .چون اون سم  وقتی با دارو مخلوط میشد قابل تشخیص نبود فرمانده گارد سلطنتی هم متوجه وجود سم  نمیشه  اما شک میکنه بهمین جهت از پزشک دربار، درمورد  چنین سمی سوال میکنه و پزشک هم میگه  که چنین سمی در هان وجود داره و فرمانده گارد سلطنتی هم همه ماجرارومی فهمه و به وزیر اعظم هم میگه

http://www.jumong.ir/photos/5022083-3.jpg

مشاوران جومونگ میفهمن که علت تشکیل جلسات مخفی قبیله های جولبون در مورد اینه که کی شاه بشه و جولبون میخواد تا قدرت دست خودش باشه.این موضوع روبه جومونگ هم میگن که اون خیلی عصبانی میشه و میگه من هرگز بخاطر قدرت نجنگیدم

http://www.jumong.ir/photos/6937885-4.jpg

در بویو ، وزیر اعظم که فهمیده بود در داروی امپراطور سم ریخته شده موضوع رو به تسو میگه و تسو هم اون پزشک رو پیدا میکنه و اونو میکشه و به سولان هم میگه که نمی خواد با کشتن پدرش بر تخت بشینه واگر باز تکرار بشه از خطاش نمیگذره

http://www.jumong.ir/photos/3137703-5.jpg

سوسانو همچنان مخالف اینه که ملکه بشه و میگه ما اگر قبل از ساختن سرزمین جدیدمون با هم دشمنی کنیم هان بر ما مسلط میشه و ما برده اونها می شیم ما یه هدف بزرگ داریم و   به خونمون قسم خوردیم اما روسای قبایل نمی پذیرن و میگن ما نمیخواهیم جولبون رو قربانی این هدف بزرگ کنیم

http://www.jumong.ir/photos/2058525-6.jpg

دعوا و بحث بین دو گروه طرفداران سوسانو و جومونگ زیاد میشه جومونگ وقتی شرایط رو میبینه همه رو احضار میکنه و میگه که من میخوام وضعیت خودم رو نسبت به تاج وتخت گوگوریو مشخص کنم .من نمیخوام پادشاه گوگوریو باشم

http://www.jumong.ir/photos/7605971-7.jpg

یون تا بال فکری به ذهنش میرسه و میگه اگه جومونگ و سوسانو با هم ازدواج کنن این مشکل حل میشه .قرار میشه خودش با سوسانو صحبت کنه واز مشاوران جومونگ هم میخواد تا با او صحبت کنن


http://www.jumong.ir/photos/4045066-8.jpg

مشاوران جومونگ هم به موپال مو میگن تا بره و با جومونگ صحبت کنه وراضیش کنه تا با سوسانو ازدواج کنه تا این مشکل رو هم اینجوری حل کنن با توجه به اینکه اونها از قبل هم به هم علاقه داشتن و میخواستن با هم ازدواج کنن .موپال مو هم این کارو میکنه

http://www.jumong.ir/photos/2103365-9.jpg

یانگ پو که بویو رو ترک کرده بود به چانگ ان میره اونجا هوانگ رو میبینه ومی خوان با هم متحد بشن و از جومونگ انتقام بگیرن

http://www.jumong.ir/photos/179405-10.jpg

جومونگ مدتی با خودش خلوت میکنه اما بالاخره تصمیمش رو میگیره و از سوسانو تقاضای ازدواج میکنه و بهش میگه درسته با ازدواجمون هم  نمیتونیم چیزی رو که در گذشته از دست دادیم برگردونیم اما ازدواج ما میتونه پایه اتحاد وساختن گوگوریو بشه .با من ازدواج کن

http://www.jumong.ir/photos/9168381-11.jpg

سویا و یوری بالاخره پیداشون میشه اما چه فایده ؟ سویا میبینه مردم همه شادن علت رو میپرسه میگن که امروز روز عروسی جومونگ و سوسانو و همچنین تاسیس گوگوریو یه جومونگ و سوسانو با هم ازدواج میکنن و قسم میخورن که تا آخر عمر در کنار هم باشند

http://www.jumong.ir/photos/4009606-12.jpg

اما یه سویای بیچاره ..باورش نمیشد حالا که بعد از این همه سختی جومونگ رو پیداکرده بود باز هم از دستش داده بود چاره ای نداره جز اینکه بره و خودش رو مخفی کنه

http://www.jumong.ir/photos/1650936-13.jpg
 


+  |  نظرات (42)


خلاصه قسمت هفتاد و دوم سریال افسانه جومونگ


قسمت 72 / هفتاد و دو جومونگ

یانگ جو می میره ،جومونگ زوانتو رو میگیره . مردم همه در شادی و خوشحالیند.به مناسبت پیروز شدن در جنگ ،جشنی بر پا میکنن و غذا بین مردم پخش میشه . سوسانو و یون تابال هم بین مردمند و باهاشون شادی میکنن

http://www.jumong.ir/photos/2555447-1.jpg

جومونگ با مشاورانش دور هم جمع میشن .جومونگ از همه تشکر میکنه و میگه که بخاطر زحمات و تلاش همه اونهاست که تونستن به چنین جایی برسن و بهشون میگه که شاد باشن اما خودش....

http://www.jumong.ir/photos/9624930-2.jpg

جومونگ خودش ناراحته ،بوبانو رو فرستاده بود که بره و سویا و یوری رو پیدا کنه اما بوبانو میگه که اونها رو پیدا نکرده و احتمالا یانگ پو دروغ گفته .جومونگ میگه :میتونم مرگشون رو باور کنم اما چون هیچوقت نتونستم یوری رو ببینم حسرت میخورم و بعد از بوبانو میپرسه که اون چه شکلی بود و کلی گریه میکنه

http://www.jumong.ir/photos/327297-3.jpg

تسو شکست خورده به بویو برمیگرده .بسیار عصبیه .به معبد میره و ورق یادبود بانو یوهارو میشکنه .امپراطور میگه این دفعه از خطات چشم پوشی میکنم چون میدونم خیلی ناراحتی ولی دفعه بعد نه.تسو از امپراطور میخواد تا بهش اجازه بده دوباره به جومونگ حمله کنه امپراطور نمی پذیره میگه جومونگ ارتش هان رو شکست داده ،زره آهنی هم دارن و ما نمیتونیم پیروز بشیم .تسو هم میگه که تو هیچوقت به من اعتماد نداشتی امپراطور هم میگه اگه خودسرانه کاری انجام بدی تو رو خائن به حساب میارم

http://www.jumong.ir/photos/1225952-4.jpg

امپراطور از معبد که میاد بیرون ،حالش بهم میخوره خون بالا میاره و سخت مریض میشه . وزیر اعظم ،پزشک دربار و مائورینگ از این موضوع مطلعند و میخوان تا کس دیگه ای نفهمه اما نارو میشنوه...

http://www.jumong.ir/photos/8063963-5.jpg

یانگ پو نمیتونه دلیلی برای خیانتش پیداکنه هر چقدر دنبال سویا میگرده پیداشون نمیکنه به بویو برمیگرده اما ملکه ازش میخواد تا بویورو ترک کنه و بره به هر جایی که میتونه تا از خشم تسو در امان باشه

http://www.jumong.ir/photos/7534061-6.jpg

در زوانتو وقتی پناهنده ها میفهمن که هوانگ با نخست وزیر هان در ارتباطه میخوان اونو بکشن که جومونگ میگه بگذارید از اینها بعنوان گروگان استفاده کنیم تا بقیه پناهنده ها رو آزاد کنیم و همه قبول میکنن

http://www.jumong.ir/photos/9301790-7.jpg

جومونگ و سوسانو تصمیم میگیرن که بانو سولان رو آزاد کنن که به بویو برگرده سوسانوبه سولان  میگه تسو بخاطر اینکه حمایت هان رو میخواست با تو ازدواج کرد و حالاکه هان شکست خورده تو برای بویو ارزشی نداری اونها حتی برای آزادیت کاری نکردن پس تورو آزادمی کنیم و سولان به بویو برمیگرده

http://www.jumong.ir/photos/9149436-8.jpg

یون تابال تصمیم میگیره بعنوان فرستاده جولبون به نزد امپراطور هان بره و با هاش معامله کنه .اشراف زاده ها روو تحویل بده و پناهنده ها رو تحویل بگیره

http://www.jumong.ir/photos/466602-9.jpg

سولان به بویو برگشته بوداز تسو میخواد تا انتقام پدرش رو بگیره  تسو بهش میگه که امپراطور مریضه ولی سولان میگه که نمیتونه منتظر بمونه تا امپراطور بمیره و هر کاری از دستش بر بیاد میکنه تا تسو رو بر تخت بنشونه

http://www.jumong.ir/photos/8324080-10.jpg

سولان یه پزشک رو پیدا میکنه و ازش میخواد تا سمی رو که با خودش از چانک ان آورده در داروی امپراطور بریزه و اگر او قبول نکنه اونو میکشه البته یکی از یارای باوفای امپراطوراون پزشک رو میبینه

http://www.jumong.ir/photos/6738942-11.jpg

یون تابال موفق میشه تا معاوضه رو انجام بده و پناهنده ها به زوانتو بر گردونده میشن جومونگ بهشون میگه شما الان صاحب اصلی زوانتو هستید من زوانتو رو به نام قدیمیش توک چون بر میگردونم و به شما کمک میکنم تا در توک چون ساکن بشید

http://www.jumong.ir/photos/5592858-12.jpg

در بین اطرافیان سوسانو صحبت سر اینه که اون باید ملکه بشه چون جومونگ بدون اونها نمیتونست موفق بشه. معاوضه رو اونها انجام دادن، تجارت غذا روهم اونها انجان دادن ولی سوسانو میگه که به جومونگ قول داده تا بعنوان پادشاه گوگوریو بهش خدمت کنه

http://www.jumong.ir/photos/8243526-13.jpg

پیرمردی پیش جومونگ میاد ومیگه که تاریخ نگاره .او میگه که گنج مقدسی رو که متعلق به پادشاهان چوسان قدیم بوده و او آن را مخفی کرده بوده میخواد به جومونگ نشون بده واون نشان الان در کتابخانه است جومونگ نشان رو میبینه روی آن الفبای چوسان قدیم نوشته شده بودو خیلی هیجانزده میشه

http://www.jumong.ir/photos/5116504-14.jpg

جومونگ کمان دامول،زره آهنی و آینه مقدس ،سه گنج باارزش  چوسان قدیم رو کنار هم میگذاره مراسم مذهبی برپا میکنن واز خدایان میخوان تا ازمردم جولبون و چوسان  حفاظت کنه

http://www.jumong.ir/photos/4509432-15.jpg
 


+  |  نظرات (5)


خلاصه قسمت هفتاد و یکم سریال افسانه جومونگ


قسمت هفتاد و یک / 71 جومونگ

 وقتی جومونگ موفق میشه که به زوانتو نفوذ کنه ، برخی از شاهزاده های هان که در زوانتو بودن از جمله هوانگ ، قصد فرارداشتن ، که جومونگ اونها رو دستگیر میکنه .پناهنده ها از جومونگ میخوان تا اجازه بده که خودشون ،اشراف زاده ها رو بکشن اما جومونگ میگه که بگذارید اونها رو به همون اندازه ای که شما سختی کشیدید مجازات کنم و از اونها برای نجات بقیه پناهنده ها استفاده کنم

http://www.jumong.ir/photos/4535107-1.jpg

سولان هم که همراه تسو به زوانتو اومده بود موقع فرار دستگیر میشه . اویی از جومونگ میخواد که سولان رو بخاطر اذیت و آزاری که در حق سویا و یوری کرده اونو بکشه اما جومونگ باهاش با احترام رفتار میکنه ولی بهش میگه بدون که مرگ در انتظار توست

http://www.jumong.ir/photos/1198139-2.jpg

یانگ جو وقتی مطلع میشه جومونگ به زوانتو حمله کرده بسیار عصبانی میشه .اونها نمی دونن اونجا بمونن یا به دشمن حمله کنن . نارو موافقه که به دشمن حمله کنن و بعد در فرصت مناسب زوانتو رو پس بگیرن اما اونها میگن که ما باید اول زوانتو رو پس بگیریم و سولان رو نجات بدیم خلاصه اینکه سردر گمند و نمی دونن چه کار کنن؟

http://www.jumong.ir/photos/6091048-3.jpg

سوسانودر اردو گاه جولبون منتظر دستور جومونگه .آماده حمله هستن و منتظرن ببینن که یانگ جو چه میکنه و تصمیم گرفتن که ارتش رو تقسیم کنن و از همه جهات به یانگ جو حمله کنن

http://www.jumong.ir/photos/3839246-4.jpg

یانگ پو به بویو برمیگرده ، همه از اینکه اودر جولبون بوده خبر داشتن و او هم میگه که رفته بوده تا با جومونگ معامله کنه  که به هان حمله نکنه و با بویو هم پیمان بشه اما کارش  فایده ای نداشته و جومونگ نپذیرفته ملکه میگه که تسو به این آسونی او را رها نمیکنه و بهتره به فکر چاره ای باشه چون همه مقامات هم فکر میکنن که او قصد خیانت داشته

http://www.jumong.ir/photos/7790585-5.jpg

جومونگ میدونه که دشمن نمیتونه تصمیم بگیره به همین جهت نقشه ای میکشه .میگه که به یانگ جو نامه ای میدیم و ازش میخواهیم که تسلیم بشه یانگ جووقتی نامه رو ببینه  عصبانی میشه و میخواد با ما بجنگه و مارو به سمت کمین گاهشون بکشونه اما ما تا کمین گاهشون نمی ریم واینطوری کمین گاهشون  لو میره

http://www.jumong.ir/photos/8144350-6.jpg

نقشه اجرا میشه در نامه ای که جومونگ برای یانگ جو میفرسته بهش میگه که سولان و بقیه اشراف زاده ها در دستان او هستن و بهتره که خودش رو تسلیم کنه . تسو پیشنهاد میکنه که یه جنگ ترتیب میدیم اما نه یه جنگ واقعی و جومونگ رو به سمت دره ای که کمین گاه است میکشونیم

http://www.jumong.ir/photos/400864-7.jpg

شرایط و اوضاع طبق خواست جومونگ پیش میره . تسو ویانگ جو با ارتششون به راه می افتن جومونگ هم نیروهاشو آماده میکنه با هم رودر رو میشن تسو اول حمله میکنه و بعداز مدتی طبق نقشه ای که کشیده بودن دستور عقب نشینی میده تا جومونگ رو به سمت دره بکشونه جومونگ هم دنبالش میره اما نرسیده به دره برمیگرده

http://www.jumong.ir/photos/1147081-8.jpg

نیروهای دشمن در کمین گاه منتظر جومونگند که میبینن از اونها خبری نیست تسو میگه در کمین بمونید چون یانک جو هم اونها رو به سمت کمین گاه میاره

http://www.jumong.ir/photos/5860458-10.jpg

یانگ جو هم بعد از اینکه مدتی با ارتش جولبون میجنگن دستور عقب نشینی میده امادر کمین گاه هر چقدر منتظر میمونن خبری از جومونگ نیست اونها میفهمن که جومونگ از نقشه اونها با خبره

http://www.jumong.ir/photos/6816771-11.jpg

حالا جومونگ حدس میزنه که احتمالا دشمن عقب نشینی میکنه و میگه موقعی که اونها رفتن ما به کمین گاهشون حمله میکنیم و دشمن رو نابود میکنیم دشمن هم فکر میکرد چون جومونگ از وجود اونها در اونجا خبر داره احتمالا حمله نمیکنه که ناگهان ارتش جولبون حمله میکنه و همه اونها رو نابود میکنن

http://www.jumong.ir/photos/7540472-12.jpg

 به سوسانو هم خبر میرسه که به جومونگ باید بپیونده . موقعی که دشمن در حال عقب نشینی بود ارتش جولبون حمله میکنه ، چون ارتش جولبون زره آهنی پوشیده بود ، ارتش هان نمی تونست اونها رو بکشه . یانگ جو و تسو میبینن شرایط خیلی بده می خوان فرار کنن که جومونگ به پای یانگ جو تیر میزنه و فقط تسو موفق به فرار میشه

http://www.jumong.ir/photos/6327037-13.jpg

یانگ جو اسیر شده بود جومونگ بهش فرصت میده و میگه که اگه با اعترافاتت به من کمک کنی تا هان رو بیرون کنم من زندگیت رو بهت میبخشم که یانگ جو میگه منو بکش و جومونگ هم اونو میکشه

http://www.jumong.ir/photos/6733456-14.jpg
 


+  |  نظرات (17)


< صفحه قبل [ 1 ][ 2 ][ 3 ][ 4 ] صفحه بعد >

1

فهرست

خلاصه قسمت ها

آخرین محصولات

خرید پستی اینترنتی سریال روزگار شاهزاده ، در حال پخش از شبکه جم ، با زیرنویس فارسی + 3 فیلم هدیه
خرید پستی اینترنتی سریال شاهزاده جامیونگ گو ( جومونگ 3 اصلی ) با زیرنویس فارسی
خرید پستی اینترنتی سریال خواهر دوست داشتنی من - در حال پخش از شبکه فارسی1
خرید خواهر دوست داشتنی من - در حال پخش از شبکه فارسی1
خرید پستی اینترنتی سریال ملکه سوندوک با زیرنویس فارسی
خرید پستی اینترنتی سریال دوران دوست داشتنی (شرایط عشق ) با زیرنویس فارسی
خرید پستی اینترنتی سریال بانوی زیبای من با زیرنویس فارسی
خرید پستی اینترنتی فیلم فریب آقای ایده آل با زیرنویس فارسی

محصولات اتفاقی

پشتیبانی آنلاین



محصولات پر فروش
















تمام حقوق برای وب سایت سریال جومونگ محفوظ است

هر گونه کپی برداری از محتویات سایت بدون درج کامل منبع و لینک به سایت مجاز نمی باشد

1387 - 2008