|
تبلیغات
|
|
|
 |
سایت اختصاصی سریال افسانه جومونگ ، سرزمین بادها
|
|
|
عکس یه سو یا زن اول جومونگ |
 داستانش یکم پیچیدست ، اما نمیگم تا خودتون ببینید .فقط چون درخواستهای زیادی داشتیم میگم که جومونگ اول میره با یه سو یا عروسی میکنه ، اما بعد ....
+ جمعه ۲۷ دي ۸۷ ساعت ۰۱:۴۵ |
نظرات (137)
|
|
 |
|
|
|
جومونگ - سونگ ایل گوک درسرزمین باد ها |
سریال بسیار زیبا امپراطوری باد ها - The Kingdom of The Winds محصول سال 2008 کره هستش که 36 قسمت داره و در حال حاضر 35 قسمت اون پخش شده و به زودی ترجمه و به شما دوستان عزیز عرضه میشه ( حدود بیست روز آینده انشالله ) . سریال در واقع ادامه سریال افسانه جومونگ و نوه جومونگ هستش . سونگ ایل گوک در این سریال نقش نوه جومونگ رو داره و شاهزاده موهیول - Moo Hyul اسمش هست . منتظر این سریال فوق العاده زیبا باشید .
+ پنجشنبه ۲۶ دي ۸۷ ساعت ۱۰:۴۷ |
نظرات (67)
|
|
 |
|
|
|
یو می یول و خدمتگذارانش در افسانه جومونگ |
|
|
 |
|
|
|
تسو و یونگ پو در پشت صحنه جومونگ |
|
|
 |
|
|
|
عکس های بازیگران افسانه جومونگ در پشت صحنه |
عکس گوم وا - جون جی وانگ ریول بازیگر افسانه جومونگ  عکس ماری ، اویی ، هیوپ پو در افسانه جومونگ  عکس مو پال مو - لی کیه این بازیگر افسانه جومونگ  عکس موسونگ اولین استاد جومونگ 
+ چهارشنبه ۲۵ دي ۸۷ ساعت ۱۱:۴۱ |
نظرات (41)
|
|
 |
|
|
|
سانسوری های قسمت سیزدهم سریال افسانه جومونگ |
حقیقتش از دوهفته پیش به علت بازدید تقریبا خوب سایت تصمیم گرفتم که حذفیات رو دیگه ادامه ندم ، خوب حیفه که سایتی که طرفداراش زیاد هستند به خاطر قسمت حذفیات ف ی ل ت ر بشه و بهونه دست کسی بدیم . اما از اون زمان رگبار درخواست ها و ایمیل ها و پی ام باعث شد که دوباره حذفیات رو بذارم ، پناه بر خدا ، انشالله که مشکلی پیش نیاد . وقتی شاه میره دنبال جومونگ و بعد از مبارزه باهاش برخورد میکنه و به جومونگ میگه بیا با هم مشروب بخوریم که اینجا داخل فیلم چایی دوبله شد .
 وقتی جومونگ بر می گرده به قصر ، بالای سر مادرش میره دستاش رو میبوسه که حذف شد  سوسانو که میون جومونگ و تسو و علاقش به اونا گیر کرده ، به اونا فکر میکنه و خاطرات گذشته رو به یاد میاره .   بخشهایی از بازی یو می یول حذف شد که اصلا معلوم نیست چرا ؟؟؟  جومونگ وقتی به قصر بر میگرده با مو پال مو صحبت میکنه و بهش میگه که ببخشید که نتونستم برات شراب بیارم که داخل فیلم دارو ترجمه شد .  در بخشی که شاه داره دنبال کسی میگرده که اسلحه ها رو قاچاق کرده ، یومیول از دور میاد که این تکه هم حذف شد
+ سه شنبه ۲۴ دي ۸۷ ساعت ۱۱:۰۰ |
نظرات (24)
|
|
 |
|
|
|
خلاصه قسمت چهاردهم سریال افسانه جومونگ |
خلاصه قسمت 14 - چهارده سریال افسانه جومونگیون تابال خیلی تعجب میکنه و شما باید به فکر ولیعهدی باشید ، نه اینکه اینجا کار کنید ، جومونگ هم میگه من میخوام راه هارو یاد بگیرم و هدف مخصوص به خودم رو دارم ، خلاصه یون تا بال با مشورت دخترش و اعضاش تصمیم میگیره که اونو قبول کنه . این خبر که جومونگ به عنوان کارگر یون تا بال داره واسش کار میکنه به شاه میرسه و شاه هم میره پیش بانو یوها و موضوع رو بهش میگه . یوها هم میگه که من به جومونگ اعتماد دارم اون میدونه که چیکار داره میکنه .  همینطور که در قسمت قبل دیدید تسو و وزیر اعظم به دیدن فرمانده شهر هیون تو ( یانگ جونگ ) میرند . یانگ جونگ هم اسقبال خوبی از اونا نمیکنه و میگه که خود شاه ( گیوم وا ) باید بیاد اینجا و بعدش خواسته های امپراطور ما رو تصدیق کنه تا ما از جنگ با شما دست برداریم . تسو از این جریان و تحقیر خیلی عصبانی میشه و به فکر چاره می افته .  بر میگردیم به بویو ... توچی که همچنان از حمایت شاهزاده یونگ پو برخوردار هستش ، به یونگ پو پیشنهاد کمک میده و میگه که ما میدونیم که شما از طرف هان تحریم شدین و قحطی نمک اومده ، اما من برای شما نمک قاچاق میکنم و بهتون میدم تا شما نمک بویو رو تامین کنید و نظر شاه رو به خودتون و ولیعهدی جلب کنید . یونگ پو هم قبول میکنه . یومی یول پیش گیوم وا میاد و بهش میگه که شما برای انتخاب ولیعهدی با من مشورت نکردید و فکر نکنم که این به صلاحتون باشه ، گیوم وا هم میگه که من همیشه به تو اعتماد داشتم و باهات درد دل میکردم ، اما تو از اعتماد من سو استفاده کردی و هموسو رو بیست سال از من مخفی نگه داشتی و در نهایت باعث کشتنش شدی از این به بعد با تو در هر اموری مشورت نمیکنم. یومی یول هم عصبانی میشه و همه ی پیشگو ها رو احضار میکنه .  توچی یک نامه برای یون تابال مینویسه واز اون میخواد که نمک هایی رو که ازشون گرفته ، بهشون پس بده وگرنه با اونا وارد جنگ میشه ، بعد نامه رو به بویونگ میده و میگه اینو به خونه یون تابال ببر . یون تابال اول قبول میکنه که نمک ها رو بهشون پس بده . اما بعد از مدتی و با مشورت سایونگ کمی دچار تردید میشه و دست نگه میداره . سوسانو به سمت جومونگ میره و بهش میگه که شاهزاده تسو در شهر هیون تو هستش و میخواد با فرماندار اونجا مشکلات بویو و هیون تو رو حل کنه ، یونگ پو هم میخواد با رفع مشکل نمک ، اعتماد شاه رو جلب کنه ، تو برای ولیعهدی نمیخوای اقدامی کنی ؟ و بعدش بهش میگه که اگه بخوای ولیعهد بشی من میتونم کمکت کنم . اما جومونگ میگه که من هیچ قابلیتی ندارم و به درد این کار نمیخورم  تسو که در هیون تو هستش ، همش سعی به حل اختلاف داره ، اما یانگ جونگ محلش نمیذاره ، تا اینکه تسو یه تصمیم تنفر انگیز میگیره و به همراه محافظش مخفیانه به بویو بر میگرده ، جومونگ هم تصمیمش رو میگیره و قصد میکنه که ولیعهد بشه . برای همین موسونگ و ماری و اویی و هیوپ رو یه جا جمع میکنه و موضوع رو بهشون میگه و ازشون میخواد که کمکش کنند و به موسونگ داخل قصر یه پست و مقام خوب میده تا براش جاسوسی کنه .  تسو و نارو ( محافظ تسو ) به بویو میرسند و میرند به سمت مامور وفادار گیوم وا و تهدید به مرگش میکنند و ازش محل دفن هموسو رو میپرسند و اونم به زور شمشیر محل دفن هموسو رو به تسو میگه. تسو ، محافظش رو به سمت معبدی که هموسو در اونجا دفن بود میفرسته و خودش به اقامتگاه یون تابال میره و مخفیانه به دیدن سوسانو میره تا دل بده و قلوه بگیره  در همین حین ، جومونگ به دیدن سوسانو میاد و میبینه که تسو داخل اتاق سوسانو هستش ، خلاصه تسو سر جومونگ داد میزنه و میگه که تو آبروی ما رو بردی و تخت سلطنتی رو به بازی گرفتی  تسو و نارو به اقامتگاه یانگ جونگ بر میگردند و با یک هدیه به سمتش میرند ، تسو سر ژنرال هموسو رو برای یانگ جونگ به هدیه میاره و بهش میگه که من هموسو رو کشتم و سر ژنرال هموسو رو به شما تقدیم میکنم تا شما اونو به پادشاه خودتون بدید تا مقامتون بالا بره ، یانگ جونگ هم میگه که من هم به تو کمک میکنم تا ولیعهد بویو بشی .  توچی هم طبق قولی که به یونگ پو داده بود ، 1000 بسته نمک رو قاچاق میکنه و به یونگ پو میده تا ببره به قصر و نظر پادشاه رو جلب کنه . شاه هم خیلی خوشحال میشه ، دقایقی بعد تسو وارد قصر میشه و به سمت شاه میاد و خبر لغو تحریم تجارت با هان رو بهش میده و با صد هزار کیسه نمک بر میگرده . شاه هم میدونست که یانگ جونگ به این راحتی ها قبول نمیکنه ، ازش در مورد این کار پرسید و تسو هم یه مشت دروغ تحویل پادشاه میده  سوسانو هم این خبر رو به جومونگ میده ، اما جومونگ بی تفاوت نشون میده و میگه خبر خیلی خوبیه که مشکل بویو حل شده ، از اون طرف هم پیشگو ها به قصر یومی یول میان و یومی یول جریان رو براشون میگه و تصمیم میگیرند که جلوی پادشاه رو بگیرند . در همین حین یکی از فالگیر ها میگه که چند وقت پیش که به دیدن کمان دامول رفته بودم ، دیدم شکسته شده و این برای ما اصلا خوب نیست .
+ سه شنبه ۲۴ دي ۸۷ ساعت ۰۲:۳۵ |
نظرات (14)
|
|
 |
< صفحه قبل
[ 1 ][ 2 ][ 3 ][ 4 ][ 5 ][ 6 ][ 7 ][ 8 ][ 9 ][ 10 ][ 11 ][ 12 ][ 13 ][ 14 ][ 15 ][ 16 ][ 17 ][ 18 ][ 19 ][ 20 ][ 21 ][ 22 ][ 23 ][ 24 ][ 25 ][ 26 ][ 27 ][ 28 ] صفحه بعد >
13
|