متاسفانه صدا و سیما در دوبله ی سریال افسانه جومونگ خیلی بد کار کرد . کافیه که شما این سریال رو با زبان اصلی بشنوید و ببینید ، بسیار جذاب تر میشه براتون . حتی با اینکه زیر نویس فارسی هستش ، اما خیلی جذابیت بیشتری داره . در قسمت دهم سریال به واضح صدای ریزی زیر صدای دوبله می اومد که در واقع صدای اصلی بازیگران بود . اصلا صدا ها با شخصیت ها جور نیست ، مخصوصا صدای سوسانو ، جومونگ ، واقعا صداهایی نبودند که مخصوص این شخصیت ها باشند . امیدوارم مدیر دوبلاژ در قسمتهایی که جومونگ وارد دنیای مبارزه و جنگ میشه و در کل ، قسمتهای آینده صدای جومونگ رو اینطور بچگونه نگه نداشته باشه و مثل سریال امپراطور دریا تغییر دوبلور داشته باشیم . در نهایت باز هم تشکر میکنیم ازشون ، چون دوبلاژ چنین کار بزرگی کار آسونی نیست .
حذفیات قسمت دهم سریال افسانه جومونگ هم که طبق معمول اینقدر زیاد بود که آدم نمیدونه کجاش رو بگه . در واقع قسمتهایی که از شبکه سوم پخش میشه ، مثل یک درخت میمونه که شاخ و برگهاش رو کوتاه کنند ، چیزی از سریال کم نمیشه ، اصل ماجرا پخش شد ... با هم چند قسمت اصلی سانسوریها رو میبینیم که باز هم محتاطانه و با زیرکی زیبایی حذف شد .
در دقیقه های 6 به بعد ، شاه خوابش نمیبره ، بانو یوها رو صدا میزنه و با هم مشروب میخورند و حرف میزنند
در دقیقه های 12 به بعد هم وقتی مسئول کاروان یون تا بال میخواد مخ مو پال مو رو بزنه ، واسش مشروب از جنس خوب میاره
در دقیقه های 21 به بعد صحنه هایی از قمار موسونگ
در دقیقه های 23 به بعد ، جومونگ به مو پال مو قول دوش شراب رو میده و میگه که اومدم قصر کاری میکنم که دوش شراب بگیری
در دقیقه 25 به بعد وقتی سوسانو به سایونگ میگه من و جومونگ جون همدیگرو نجات دادیم و خوبه که
با هم دوست باشیم سایونگ میگه شاید نسبت به اون احساس دیگه ای داری که
سوسانو مسخره می کنه و میگه چرا من نسبت به اون احساسی داشته باشم؟
در دقیقه های 52 به بعد هم وقتی مو پال مو رو میارند داخل خونه یون تا بال ، تا براشون سلاح درست کنه ، نوکرشون واسش شراب میریزه و میگه امشب واسه تو چند تا دختر جور میکنم و ...
در دقیقه 56 وقتی یانگ پو میاد از توچی رشوه بگیره ، بویونگ براشون مشروب میاره و توچی میگه که بویونگ بین برده ها زیبا ترین و اگه بخواین واستون امشب اینو جورش میکنم
البته صحنه های دیگه ای هم بود که زیاد اهمیت نداشت . اگه متوجه شده باشید ، اصلا سانسوریهای این قسمت در اصل موضوع تاثیر گذار نبود و در واقع یک سری حرفهای نادرست که در فرهنگ ما هم جایی نداره به درستی حذف شد.
هموسو که تصمیم به آموزش جومونگ گرفته ، براش یک کمان میسازه و میگه که باید خوب تمرین کنی و هر وقت تونستی کمان رو تا آخر بکشی ، بهت تیر اندازی رو هم یاد میدم . جومونگ در همین حین به صورت آزمایشی کمان رو میکشه و به راحتی تا آخر کمان کش میاد و تیر رو پرتاپ میکنه ، هموسو شگفت زده و متحیر میمونه
پرنس یونگ پو که در اقامتگاه توچی به سر میبرد ، بویونگ رو میبینه و میشناستش ، یکم بهش دری وری میگه و میذاره میره ، موضوع اینجا جالب میشه ، بویونگ برای اینکه این خبر رو به جومونگ برسونه ، به کوه میره تا جومونگ رو ببینه ، در همین حال سوسانو به همراه دوستاش از راه دور در حال مشاهده تمرینات جومونگ بودند که بویونگ سر میرسه و میره سمت جومونگ و خبر رو بهش میده . وقتی بویونگ میخواد از جومونگ خداحافظی کنه ، جومونگ بویونگ رو در آغوش میگیره و بوسش میده ، اینجاست که حال سوسانو که داشت این موضوع رو میدید گرفته میشه.
پرنس تسو کم کم از بستر بیماری بلند میشه و میره که به کارهاش برسه ، در همین حین یانگ پو رو میبینه و یانگ پو در مورد توچی باهاش صحبت میکنه و میگه که باید تجارت رو از یون تابال بگیریم و به توچی بدیم ، تسو هم که طرفدار سوسانو و یون تا بال بود ، خیلی عصبانی میشه و به یونگ پو می توپه. از اون طرف ماری و دو برادر دیگه پیش جومونگ میان و میگن که ما ها رو پیش سوسانو ببر تا براشون کار کنیم ، این طوری از دست توچی هم در امان خواهیم بود و جومونگ هم قبول میکنه. سوسانو که سخت حالش گرفته ، داشت به درآغوش گرفتن جومونگ و بویونگ فکر میکرد که بهش خبر میرسه که جومونگ اومده به دیدنش ، سوسانو خوشحال به سمت جومونگ میره و جومونگ هم میگه ازت خواهش میکنم که این سه مرد رو در کاروان تجاری خودت راه بده ، سوسانو میگه که این افراد من رو دزدیدند ، نمیتونم فبولشون کنم ، من فقط شمارو قبول میکنم
در این میان جناب آقای تسو وارد منزل یون تا بال میشه و میبینه که جومونگ و سوسانو در حال صحبت هستند . جومونگ خیلی شکه میشه ، اما حرفی نمیزنه و سوسانو به تسو میگه که جومونگ ناجی من هستش و خلاصه سه نفری میرند داخل اتاق و با هم صحبت میکنند.جومونگ از سوسانو میخواد که اونو تسو رو تنهاشون بذاره . وقتی سوسانو میره ، جومونگ به پای تسو می افته و میگه که من میخوام زندگی بکنم و با من کاری نداشته باش ، من دیگه برای تو تهدیدی محسوب نمیشم ، تسو هم در نهایت قبول میکنه که کاری باهاش نداشته باشه
سوسانو هم قبول میکنه که به اون سه نفر کار بده . ماری و دوستاش از اینکه باید در بار بری کار کنند ، عصبانی میشن و میرند سمت جایی که محافظین یون تابال آموزش میبینند و از مسئولش میخوان که اونا رو جزء گارد خانواده یون تابال کنه ، خلاصه بعد از یکم زور بازو نشون دادن و مبارزه ، اوته قبول میکنه که اونارو بپذیره .
گیوم وا ژنرال بویو رو صدا میزنه و جریان زنده بودن هموسو رو بهش میگه و ازش میخواد که پیداش کنه ، وزیر اعظم هم میره پیش یو می یول و بهش میگه که من میخواستم هموسو رو بکشم ، اما نتونستم ، یو می یول عصبانی میشه و میگه که هموسو باید به مرگ طبیعی بمیره ، تو نباید اونو بکشی. وزیر اعظم یک شخص رو مسئول زیر نظر داشتن یو می یول میذاره ، یو می یول سعی میکنه که جای هموسو رو پیدا کنه ، برای همین از یه دختر ستاره نشان استفاده میکنه.دختر مکان هموسو رو پیدا میکنه و به یو می یول میگه .
یو می یول به سمت کوه میره و هموسو رو میبینه ، اون جاسوسی هم که از طرف وزیر اعظم یو می یول رو زیر نظر داشت ، یو می یول و هموسو رو میبینه . خلاصه ، یو می یول میاد پیش هموسو و بهش میگه که من به خاطر آینده بویو تورو زندانی کردم و گیوم وا از این موضوع با خبر نیست . یو می یول از هموسو میخواد که بویو رو ترک کنه و بره ، اما هموسو میگه که من باید قبلش گیوم وا رو ببینم و اون باید خودش به من بگه که من باید از بویو برم . یو می یول میگه این کارت باعث میشه که تمامی نقشه های بانو یوها که در حال حاظر زن دوم گیوم وا هستش به هم بریزه ، اینجاست که هموسو میفهمه که جومونگ پسر خودشه و خیلی تعجب میکنه . هموسو از یو می یول میخواد که حداقل یوها رو به دیدن اون بیاره و یو می یول قبول میکنه
جاسوس وزیر اعظم میاد پیشش و موضوع رو بهش میگه ، وزیر اعظم هم پا میشه و میاد پیش پرنس تسو و موضوع زنده بودن هموسو رو بهش میگه و تسو خیلی تعجب میکنه . تسو هم میاد پیش ملکه و جریان هموسو رو ازش میپرسه و ملکه هم میگه که پدرت به بانو یوها علاقه داشت و هموسو هم عاشق یوها بود و من حدس میزنم که جومونگ پسر هموسو باشه ، اما تو به کسی چیزی نگو
پرنس یانگ پو به اسلحه خانه میره و تمامی شمشیر های سلطنتی رو برای توچی میبره ، مو پال مو سعی میکنه که جلوشو بگیره ، اما یانگ پو تهدیدش میکنه که اگه چیزی بگه میکشتش.این خبر به یون تا بال میرسه و اطرافیان تصمیم میگیرند که این موضوع رو به تسو بگند ، اما در نهایت یون تا بال مخالفت میکنه و نمیذاره بهش بگن.پرنس تسو ، برادرش رو صدا میزنه و میگه که بدون اینکه پدر بفهمه یه ارتش 200 نفره آماده کن
یو می یول هم میاد بانو یوها رو میبینه و اونو به کوه میبره تا هموسو ، بانو یوها رو ببینه . لحظه دیدار بعد از 20 سال فرا میرسه ....
آیا بانو یوها موفق به دیدار هموسو میشه ؟ادامه را درخلاصه قسمت دوازدهم سریال افسانه جومونگ ، در هفته بعد بخوانید .