|
تبلیغات
|
|
|
 |
سایت اختصاصی سریال افسانه جومونگ ، سرزمین بادها
|
|
|
بیوگرافی یوری - پسر جومونگ - آن یانگ جون |
 بیوگرافی شخصیت یوری در سریال افسانه جومونگ با بازی آن یانگ جون نام : آن یانگ جون / (Ahn Yong Joon (An Yong Jun حرفه : بازیگر تاریخ تولد : 22 نوامبر 1987 سن : 22 سال قد : 175cm وزن : 56kg محل تولد : کره جنوبی گروه خونی : A سریال های تلویزیونی یوری :
Gourmet - SBS, 2008 I Am Happy - SBS, 2008 Get Karl! Oh Soo Jung - SBS, 2007 Capital Scandal - KBS2, 2007 90 Days, Falling in Love Days - MBC, 2006 The Book of Three Han - MBC, 2006 My Lovely Fool - SBS, 2006 Secret Campus - EBS, 2006 Love and Ambition - SBS , 2006 Sharp 3 - KBS, 2006
+ سه شنبه ۳ شهريور ۸۸ ساعت ۰۴:۵۰ |
نظرات (46)
|
|
 |
|
|
|
عکس سویا |
عکس از سویا / زن اول جومونگ / مادر یوری / Lady Yesoya / Sung Ji Hyo 
+ سه شنبه ۳ شهريور ۸۸ ساعت ۰۴:۱۱ |
نظرات (84)
|
|
 |
|
|
|
عکس های تسو - کیم سونگ سو |
|
|
 |
|
|
|
خلاصه قسمت هفتاد و هفتم سریال افسانه جومونگ |
قسمت 77 / هفتاد و هفت جومونگ وقتی جومونگ برای ادای احترام به هموسو به کوهستان چان مورفته بود گروهی از طرف یانگ پو بهشون حمله میکنن که یوری اونهارومیبینه و به کمکشون میره .بیریو زخمی میشه وجومونگ وهمراهانش چندتا از مهاجمین رو دستگیر میکنن .مهاجمین حرفی نمیزنن درنتیجه جومونگ تصمیم می گیره که خودش به همراه مهاجمین به قصر بویو بره وبیریو هم به گوگوریو برمیگرده  امپراطور گیوم وا قصد داره تا قصر رو ترک کنه به نزد ملکه میره و به خاطر بدیهایی که در حقش کرده ازش طلب بخشش میکنه  جومونگ بهمراه مهاجمین به قصر بویومیره و به تسو میگه که گروهی قصد کشتن اونو داشتن واز تسو میخواد تا بفهمه که اونها از طرف چه کسی اجیر شده اند آنهم با لباس سربازان بویووقصد کشتن اورا داشتن.درقصر هرج ومرج میشه  مهاجمین حتی با وجود شکنجه های سخت حرفی نمیزنن وزیر اعظم میگه که فقط هان میتونه پشت این ماجرباشه درنتیجه شما باید با گوگوریو به ظاهر متحد بشید شما تازه برتخت نشستید وباید قدرتمند بشید تا بتونید با هان و گوگوریو مقابله کنید  تسو بناچار با جومونگ پیمان میبنده .جومونگ هم قول میده تا به بویو کمک کنه که قوی بشه .جومونگ میدونه که تسو در پیمانش صادق نیست اما میگه همین که بویو با هان متحدنشد فعلا کافیه وتسو بالاخره یه روزی هدف منو میفهمه  یوری زیر ستونهای قصر رو میگرده وبالاخره شمشیر شکسته رو پیدا میکنه واز یه سویادرمورد اون شمشیر و پدرش میپرسه  سویا به یوری میگه که پدرش پادشاه گوگوریویه وازش میخوادتا شمشیر رو برداره وبه نزد جومونگ بره .یوری باورش نمیشه وخیلی ناراحته از اینکه چرا پدرش پادشاه گوگوریوست واونهادر فقرزندگی کردن .چرا پدرش اونهارو ترک کرده  امپراطور سابق بویو قصر رو ترک میکنه به کوهستان چان مو میره و از هموسو میخواد که اونوببخشه به یاد خاطراتش با مادر جومونگ میفته وبه خاطر بدیهایی که کرده نادم و پشیمونه  یوری سرانجام تصمیمشو میگیره .بویو رو ترک میکنه و به گوگوریو میره . به سویا میگه من به گوگوریو میرم فقط برای اینکه میخوام بدونم پدرم چرا دنبال ما نگشت ومارو ترک کرد  یوری به گوگوریو میرسه میگه که میخواد پادشاه رو ببینه اما داخل قصر راهش نمیدهند در نتیجه شمشیر شکسته رو به موپال مو میده وازش میخواد تا اونو به پادشاه جومونگ بده  جومونگ شمشیر شکسته رو میبینه میفرسته تا یوری رو بیارن داخل .از یوری اسم خودش و مادرش رو میپرسه.باورش نمیشه اونها رو پیداکرده باشه و از یوری میپرسه تو واقعا یوری هستی؟اما یوری فقط یه سوال از پدرش داره و آن این که چرا ترکشون کرده که همینجا این قسمت تموم میشه.
+ دوشنبه ۲ شهريور ۸۸ ساعت ۰۵:۳۸ |
نظرات (11)
|
|
 |
|
|
|
مصاحبه مجله همشهری جوان با سایت اختصاصی جومونگ |
مصاحبه مجله همشهری جوان با سایت www.landwind.ir این مصاحبه که به مناسبت ورود سانگ ایل گوک به ایران با سایت اختصاصی جومونگ انجام شد در تاریخ 31 مرداد 88 و در شماره 225 این مجله ( صفحه 37 ) به چاپ رسید . علاقمندان می توانند با تهیه این شماره مجله از سانگ ایل گوک و حاشیه های سفر آن به ایران بیشتر بخوانند.  من هم در اینجا از تمامی عوامل " مجله همشهری جوان " ، دوست خوبم " پوریا عطار زاده " و سایر عزیزان و بینندگانی که ما را همراهی نمودند تشکر میکنم شاد و سربلند و پیروز باشید ، نماز و روزتون قبول
+ يكشنبه ۱ شهريور ۸۸ ساعت ۰۸:۵۰ |
نظرات (26)
|
|
 |
|
|
|
ماه رمضان ، ماه مهمانی خدا مبارک |
 رمضان يعنی گشودن سجاده بندگی
حلول ماه مبارک رمضان ، ماه عبوديت وبندگی ، ماه ضيافت الله ، ماه انس با خدا ، بر ميهمانان اين ضيافت الهی تبريک و تهنيت باد
عکس از نوید رحیمی راد
+ شنبه ۳۱ مرداد ۸۸ ساعت ۰۶:۳۷ |
نظرات (3)
|
|
 |
|
|
|
خلاصه قسمت هفتاد و ششم سریال افسانه جومونگ |
قسمت 76 / هفتاد و شش جومونگ جومونگ وارد قصر بویو میشه نارو بهشون میگه که اگه میخوان وارد قصر بشن باید خلع سلاح بشن جومونگ هم میپذیره .تسو و جومونگ همدیگر رو میبینند و به هم خوشامد گویی و تبریک میگن .جومونگ میگه که شنیده امپراطور بیماره و میخواد که بره وامپراطور رو ببینه  ملکه وقتی میشنوه جومونگ وارد قصر بویو شده خیلی عصبی میشه و میخواد که بره و تسو رو ببینه که قلبش درد میگیره وحالش بد میشه  جومونگ امپراطور رو ملاقات میکنه و میگه که اومده تا بابویو متحد بشه ودشمنی بین بویو و گوگوریو فقط به نفع هانه و از امپراطور میخواد تا تسو رو به این کار تشویق کنه که امپراطور هم میگه الان تسو پادشاه است و هر تصمیمی روکه تسو بگیره، قبول میکنه  بیریو(پسرسوسانو) از جومونگ میخواد تا بهش اجازه بده که در مسابقه هنرهای رزمی که قراره درقصر برپابشه شرکت کنه و جومونگ هم بهش اجازه میده . یوری هم با یه اسم دیگه برای شرکت در مسابقه ثبت نام میکنه  ارتش هان هم وارد بویو میشه اونها هم میگن که برای مذاکره با بویو اومدن وهوانگ نامه ای رو از طرف امپراطور هان به تسو میده و به او میگه که اگه بویو با گوگوریو متحد بشه هان دشمن بویو خواهد بود  همه شرکت کنندگان برای مسابقه خودشونو دارن آماده میکنن بیریو ،یوری روشناسایی میکنه و میگه که او بوده که به گروه تجاریشون در اوکجه حمله کرده اما چون در بویو مهمان هستن اقدامی نمیکنن ولی به یوری میگه که توی تمام مبارزه هاش برنده بشه تادر نهایت با هم بتونن مبارزه کنن  یوری و بیریوبه مرحله نهایی میرسن و قرار میشه تادر حضور همه اعضای خانواده سلطنتی با هم مبارزه کنن. یوری به مادرش قول برنده شدن رو میده  روز جشن تاجگذاری فرا میرسه تسو و سولان مراسم رو انجام میدن وبالاخره تسو پادشاه میشه وسولان هم ملکه  روز مسابقه فرا میرسه سویا هم برای تشویق پسرش میره اما بیشتر دلش میخواست تا جومونگ رو ببینه چشماش دنبال جومونگ میگشت و جومونگ رو میبینه و فقط گریه میکنه  از اون طرف جومونگ هم که داشت به جمعیت نگاه میکردمتوجه حضور یه سویا میشه و به مشاورهاش میگه که یه سویا رو دیده و برن بین جمعیت واونو پیدا کنن اما یه سویا خودش رو مخفی میکنه ومیره و اونها هم نمیتونن یه سویا پیداکنن  مسابقه تموم میشه و یوری هم برنده میدان میشه.تسواز یوری تشکر میکنه و بهش میگه که باعث افتخار بویو شده وبهش میگه که بعنوان یکی از اعضای گارد سلطنتی میتونه آموزش ببینه  تسو با جومونگ مذاکره میکنه جومونگ بهش میگه با اینکه بویو پدر و مادر منو کشت اما من کینه هامو دور ریختم و میخوام باهاش متحد بشم چون دشمن اصلی من هانه و من ماموریت دارم تا هان رو نابود کنم و تو هم بهتره به فکر مردمت باشی اگر با هان متحد بشی ما به بویو حمله میکنیم و اینطوری مردمت رو به طرف مرگ میکشونی  یانگ پو که میترسه بویو با گوگوریو متحد بشه و اینجوری منافع خودش هم در خطر بیفته میگه حالا که جومونگ واطرافیانش بدون سلاح هستن موقعیت مناسبیه تا جومونگ رو از سر راه برداریم  به جومونگ خبر میرسه که بویو داره با هان مذاکره میکنه و مشاوران جومونگ میگن که اگه ان دو با هم متحد بشن احتمال خطر برای اونها زیاد میشه بخصوص اینکه حق به همراه نداشتن هیچ سلاحی رو هم ندارن اما جومونگ تو فکر اینه که به کوهستان چان مو جایی که پدرش هموسو در اونجا کشته شده بره  نارو ، به یوری ماموریت میده تا بطور مخفیانه جومونگ و همراهانش رو وقتی به چان مو میرن تعقیب کنه و اونها رو زیر نظر داشته باشه  جومونگ به کوهستان چان مو میره به پدرش ادای احترام میکنه یوری هم از دور مراقبشونه که اویی متوجه میشه واونو دستگیر میکنه اما جومونگ بهش اجازه میده که بره  یوری که داشته میرفته میبینه یه گروه قصد حمله کردن به جومونگ رو داره میاد تا بهشون بگه که میبینه اونها دارن با هم میجنگن یوری هم میاد به کمک جومونگ .
+ شنبه ۳۱ مرداد ۸۸ ساعت ۰۶:۲۵ |
نظرات (12)
|
|
 |
< صفحه قبل
[ 1 ][ 2 ][ 3 ][ 4 ][ 5 ][ 6 ][ 7 ][ 8 ][ 9 ][ 10 ][ 11 ][ 12 ][ 13 ][ 14 ][ 15 ][ 16 ][ 17 ][ 18 ][ 19 ][ 20 ][ 21 ][ 22 ][ 23 ][ 24 ][ 25 ][ 26 ][ 27 ][ 28 ] صفحه بعد >
7
|